Primary Curriculum

"تعلیم و تربیت دارای ماهیتی دینی است." آلفرد نورث وایتهد
"ما آسمان بالای سرمان را داریم و عادت داریم به پشت خوابیده و به آسمان خیره شویم و از این بحث کنیم که آیا آسمان را کسی بوجود آورده است یا اینکه تصادفی ساخته شده است." مارک تواین
مقدمه:
تقریبا تمامی جوامع در سرتاسر تاریخ درکی دینی از جهان داشته اند. دین شکل دهنده جهانی است که ما در آن زندگی می کنیم و تا به امروزه ادامه داشته است. تا جایی که ما از خودمان به عنوان یک جامعه پیشرفته جهانی آگاه هستیم، ما با قلمروی وسیعی از چشم اندازهای دینی در جهان مواجه هستیم. برای میلیونها نفر دین بخش بنیادین تجربه بشری و نیرویی معنا بخش برای هدایت زندگی انسانها است. برای دیگران نیز دین فاقد ویژگی لازم برای وجه برتر زندگی آنهاست اما این افراد نیز در جوامعی زندگی می کنند که دارای قوانین، گاهشمار و فرهنگی است که بر اساس سنت مذهبی شکل گرفته است. در این حالت آن دسته از کسانی که در مناسک صوری مذهبی شرکت نمی کنند با اینحال درکی معنوی از تجربه آدمی را به رسمیت شناخته و در رسوم عصر جدید رشد یافته اند که به جستجوی آدمی برای تعالی اذعان دارند.
در یک چنین زمینه ای به نظر ضروری است که کودکان بزرگ شده در جهان امروز با نیازهای متنوع و پیچیده مذهبی نوع بشر آشنا شوند. بسیاری از کودکانی که ما به آنها درس میدهیم متعلق به جوامع مذهبی هستند و برخی دیگر نه. اما تمامی کودکان درگیر فرایند تعمق در باب زندگی سرمدی و جاودان می شوند. لذا تعلیم و تربیت دینی (تعلیم و تربیت دینی) به آنها در سیر شخصی زندگیشان کمک میرساند. تعلیم و تربیت دینی به کودکان فرصت تامل درباب عقاید، ارزشها و سبک زندگیشان را میدهد و در عین حال شروع به کاوش عقاید، ارزشها و شیوه زندگی دیگران میکند.
تعلیم و تربیت دینی نباید با پرورش دینی خلط شود. کودکان در حیطه خانواده ها و جوامع عقاید و رویه های سنت زندگیشان را فرا می گیرند. آنها به دنبال کردن مسیر خانواده و پذیرفتن سنت ترغیب می شوند. این کودکان با داستانها، سنت ها، و شیوه زندگی جامعه مذهبی که متعلق به آن هستند آشنا می شوند. چنین پرورشی حافظ خانواده و جامعه است که البته این بخشی از اهداف تعلیم و تربیت دینی در مدارس دارای تربیت مذهبی نیست. تعلیم و تربیت دینی به دنبال تغییر موضع کودکان در یک سنت دینی نیست. در عوض این فرصت را برای کودکان فراهم میاورد تا درباره مذاهب جهان به گونه ای که می تواند باعث غنای زندگی آنها شود بیاموزند.
جایگاه تعلیم و تربیت دینی در برنامه درسی
شناخت و درک:
یکی از اهداف اصلی تعلیم و تربیت دینی برای کودکان رشد شناخت و درک مذهبی آنهاست. آنها شروع به درک آنچه که دین خوانده میشود می کنند و به کندوکاو درباره برخی از سنت های اصلی مذهبی جهان می پردازند. یکی از این سنت ها می تواند همان سنت خود آنها باشد اما حتی کودکانی که به یک سنت مذهبی خاص تعلق دارند شروع به رشد درک خود از عالم، جایگاه خود در جهان و چگونگی ارتباط آن ها با دیگران و محیط های دیگر می کنند. با تعلیم و تربیت دینی کودکان شروع به تعمق در خصوص پرسش هایی می کنند که از علایق دائمی آدمی هستند و می توانند به کندوکاو درباره شباهت ها و تفاوت های میان پاسخهای جوامع گوناگون به این چنین پرسش هایی بپردازند.
مهارت ها:
تعلیم و تربیت دینی درباره انتقال شناخت های مجزا نیست. یک بخش مهم از این فرایند پیشرفت مهارتهایی است که با آن کودک میتواند از عهده چنین شناختی برآید. تعلیم و تربیت دینی به پیشرفت مهارت های تفکر و تامل انتقادی کمک میکند. تعلیم و تربیت دینی کودک را قادر به قضاوتهای آگاهانه درباره جهان و عالم اطرافش و بحث از اهمیت و گوش فرادادن و پاسخگویی به عقاید دیگران میسازد.
مفاهیم:
دین اساسا یک فعالیت بزرگسالانه است و تعلیم و تربیت دینی کودکان را قادر به درک مفاهیم انتزاعی درون دین میکند. با این هدف، از راه تعلیم و تربیت دینی، کودک شروع به رشد سواد مذهبی خود میکند. آنها شروع به درک فرهنگ لغت و دستور زبان دین میکنند به گونه ای که قادر به اظهار صریح اندیشه های خود و گفتگو با دیگران باشند. یکی از بهترین شیوه های تحقیق درباره مفاهیم مذهبی با نوجوانان، سعی در ارتباط برقرار کردن با شناخت و درک پیشین آنها می باشد. برای نمونه بررسی آشتی میان مسیحیان می تواند با بحث از تاسف یا آمرزش شروع شود که در آن کودکان تجارب زندگیشان را به اشتراک میگذارند. راه دیگر استفاده از ادبیات کودکان برای بوجود آوردن بحث مرتبط با مفاهیم مذهبی خاص است. داستان ((داگر شرلی هاگز)) حاوی موضوعاتی است که با مفاهیمی مانند شکست، قربانی و پدیده های خاص در ارتباط است.
نگرش ها:
وظیفه دیگر تعلیم و تربیت دینی رشد گرایشهای مثبت در خصوص خود، دیگران و جهان اطرافمان است. تعلیم و تربیت دینی دربردارنده بررسی ارزشها و چگونگی پاگرفتن آنها و چگونگی تاثیر آنها بر زندگی روزمره ما است. تعلیم و تربیت دینی تلاشی اخلاقی است که در آن کودکان شروع به بررسی روابط و مسئولیتهای آنها با دیگران میکنند. به این نحو تعلیم و تربیت دینی سهم مهمی در تعلیم و تربیت معنوی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی (SMSC) و تعلیم و تربیت شخصی، اجتماعی و بهداشتی (PSHE) و شهروندی کودکان ایفا میکند.
برنامه ریزی:
هنگام برنامه ریزی برای تعلیم و تربیت دینی، یکی از نخستین ملاحظات این است که کدام ادیان مسلط هستند؟ برخی از مدارس دینی ترجیح میدهند که تنها سنتهای خود را آموزش دهند. در انگلستان و ولز، اکثریت مدارس مایل به پیروی از برنامه درسی هستند که مورد حمایت مقامات محلی است که دارای محتوایی چند مذهبی است. این امری(البته[1]) مورد قبول است که تلاش برای گنجاندن ادیان متعدد در یک محل موجب سردرگمی کودکان میشود. به همین خاطر مطالعه ژرف دو یا سه سنت به بررسی سریع سنن بیشتر ترجیح دارد. بسیاری از مدارس با بررسی ادیانی که در مدارس یا انجمن محلی ارائه می شود شروع می کنند. کاملا مشخص است اگر مدارس خودشان را به عنوان بخشی از یک اجتماع جهانی به در نظر بگیرند، امکانات بیشتری در به روی آنها می گشاید.
از این نظر بسیاری از مدارس طراحی بلند مدتی برای تعلیم و تربیت دینی بر حسب سن و توانایی کودکان انجام میدهند. برخی دارای یک رویکرد کلی هستند که مطابق آن موضوعات به گروه های سنی مختلف اختصاص دارد. مدارس بنابراین می توانند به بررسی سنت ها به یکی از این سه شیوه بپردازند. آنها می توانند هر زمان بر روی یک دین تمرکز کنند و به نحو عمیق به مطالعه آن بپردازند. نحوه دیگر اینکه آنها می توانند از یک رویکرد موضوع محور برای بررسی خصوصیات مشترک میان سنن متعدد بهره ببرند، برای نمونه عبادت، مراسم مذهبی و از این قبیل. رویکرد دیگر میان درسی است که در آن رویکرد تعلیم و تربیت دینی به سایر حوزه ها بسط یافته یا تعلیم و تربیت دینی را به موضوع خاصی مانند مکانهای خاص مبتنی نماید. این رویکرد زمانی معنادار خواهد بود که برنامه ریزی طولانی مدت بازتاب گاهشمار مذهبی باشد به گونه ای که آیین های مذهبی را بتوان همان زمان که جامعه مذهبی آنها را جشن می گیرد مورد مطالعه قرار داد. برنامه ریزی بلند مدت باید نشانگر پیشرفت باشد یعنی موضوعات ارائه شده در سالیان گذشته در مدارس را مورد بازنگری قرار دهد.
ابعاد مورد بررسی دین باید مطابق با سن و توانایی های کودکان باشد. این خصوصیات شامل وجوه عملی از قبیل متون مقدس، جشن های مذهبی، آداب غذا خوردن، سبک زندگی و از این قبیل است،اما هم چنین باید دربردارنده مطالعه عقایدی باشد که زیربنای چنین اعمالی قرار دارد، برای نمونه، درک ماهیت خداوند، موضوعات اخلاقی و عقیده به زندگی پس از مرگ. یک راهنمای مفید برای بررسی،تجربه ی کودکان به عنوان کسانی است که برایشان برنامه ریزی میشود. اگر آنها در هر سنت مذهبی بار آمده باشند از آن سنت چه تجربه ای می توانند بدست آورده باشند؟ با چه داستانهایی ممکن است آشنا شده باشند؟ از مفهوم نیایش چه میدانند؟
برنامه ریزی میان مدت در تعلیم و تربیت دینی نیاز به زمان و منابع در دسترس دارد. این نوع برنامه ریزی که احتمالا به مدت شش هفته به طول خواهد انجامید منجر به بررسی سطحی مطالبی می شود که فرصت کافی به کودکان برای تامل در خصوص آموزه ها را نمی دهد. فعالیتهای گزینش شده باید رویکردهای متنوعی را بر اساس درک، مهارت و شناخت پیشین کودکان در اختیار بگذارند. نمودار فصل بعد نشان از این دارد که چگونه یک کاسه کردن دامنه ای از موضوعات با خواسته های کودکان امکان پذیر است و می تواند مهارتهای آنها را رشد و گسترش دهد.
هنگام برنامه ریزی یک درس در تعلیم و تربیت دینی، در نظر گرفتن دو نوع هدف آموزشی مهم است. باید مشخص شود که کودکان چه چیز درباره یک دین خاص می آموزند و هم چنین اینکه کودکان ممکن است که از این مساله چه چیزی در رابطه با زندگی خودشان بیاموزند. هم چنین لازم است تا به نیازهای یادگیری کودکان و تجربه قبلی آنها از دین توجه شود. این آموزگار را به کاربرد بسیار مفیدتری از راهکارها و محتوای تعلیم و تربیت دینی سوق میدهد. باید خاطر نشان ساخت که تاکید بر روی فعالیتهای خواندن و نوشتن ممکن است به کودکان اجازه ندهد تا درک دینی خود را نشان دهند اگر آنها با این گونه فعالیتها مشکل داشته باشند. تنوع فعالیتها می تواند کاربرد قلمرویی از مهارت ها را برای کودکان امکانپذیر ساخته و موجب دسترسی طیف وسیعی از آنها به مطالب آموزشی شود. این اصول در پشت برگه با مثال نشان داده شده است.
نمونه
درس: معرفی یک کودک مسلمان
رده سنی: 6 تا 7 سال
اهداف:
یادگیری درباره دین: کودکان بفهمند که مسلمان بودن بر زندگی روزمره آنها تاثیر گذار است.
یادگیری از دین: کودکان درک کند که شباهت هایی با زندگی خود آنها وجود دارد.
تجربه قبلی: کودکان دفتر خاطراتی دارند که در آن فعالیتهای خود را برای یک هفته یادداشت می کنند. آنها از شباهت ها و تفاوت های میان کودکانی مختلف بحث می کنند.
منابع: ویدیوی: آب، ماه، شمع، درخت و شمشیر
محتوا:
· یادآوری به کودکان درباره خاطراتشان و چگونگی شباهت و تفاوتی که آنها با سایر کودکان دارند.
· توضیح به کودکان در خصوص اینکه آنها به زندگی روزمره یک پسر از خانواده مسلمان دقت کنند. از آنها بپرسید که آنها قبلا چه چیز درباره کودکانی مسلمان میدانستند. اگر کودکانی مسلمانی در کلاس وجود دارند، خیلی خوب است. یک فهرست از مشاهدات کودکان فراهم کنید. آنها را به شناسایی چیزهای عادی و نه ضرورتا مرتبط با دین ترغیب کنید،مانند اینکه کودکانی مسلمان به پارک میروند. از آنها بخواهید درحالیکه به ویدیو نگاه می کنند فهرست خود را بررسی کنند تا ببینند نیازی به اضافه کردن و جستجوی شباهت ها میان زندگی پسر مسلمان و خودشان وجود دارد.
· ویدئو را نشان بدهید، و در خصوص اینکه کلاس چه مقدار توان درک و یادگیری دارد نظر بدهید. کار را متوقف کنید و اگر لازم بود دوباره شروع کنید.
· پس از نشان دادن از کودکان بپرسید که چه چیز یاد گرفته اند و چیزهایی را به فهرست اولیه خود اضافه کرده و آن را اصلاح کرده اند.
لختی اندیشیدن:
رئوس مطالب این درس را ارزیابی کرده و آن را در محتوا و راهکارهای مربوط با اعمال خودتان انعکاس دهید.
راهکارهای تعلیم و تربیت دینی:
از دهه ۱۹۶۰ مطالعات زیادی در خصوص اینکه چگونه تعلیم و تربیت دینی باید نقش موثری در تعلیم و تربیت ایفا کند صورت گرفته است (گریمیت 2000). رویکردهای گوناگونی در هواداری از تعلیم و تربیت دینی در مدت این سالها ارائه شده است، از رویکردهای شناخت محور که عموما رویکرد پدیدارشناسانه نامیده میشوند تا رویکرد تجربی که بر رشد معنوی کودکان تاکید دارد.اگرچه این رویکردها اغلب مبنا و پیش فرضهای متفاوتی دارند، اما ویژگی اصلی آنها این است که معتقدند تعلیم و تربیت دینی تنها ارائه واقعیتهای مربوط به ادیان خاص نیست، بلکه تشویق و ترغیب کودکان در پرداختن به مطالب و موضوعات به نحوی معنا دار است که به آنها اجازه میدهد تا درباب آنچه که به آنها معرفی شده است تامل کنند.
آنچه که هم چنین می توان تصدیق کرد این است که تعلیم و تربیت دینی تا حد امکان نیازمند ارائه به روش تحریک کننده و سریع است که از تجارب دست اول و طیفی از منابع بهره مند باشد. ویژگی دیگر تعلیم و تربیت دینی تاکید آن بر در اختیار گذاشتن فرصت به کودکان برای پاسخگویی به مطالب، بحث کردن، یا ارائه پاسخهای خلاقانه آنها به مسائل است. دین یک پدیده پیچیده است و هر موضوعی نیازمند این است که متناسب با سن و توانایی های کودکان ارائه شود. به جای تلاش در معرفی کل دین به کودکان بهتر آن است که دین را بر اساس زندگی بچه ای که در آن سنت دینی پرورش یافته است به آنها نشان دهیم. به این نحو می توانیم به راحتی میان زندگی آن بچه و خودشان ارتباط برقرار کنیم و آنها می توانند آنچه را که می تواند شبیه پرورش یافتن در یک خانواده متفاوت باشد را ملاحظه کنند. این مساله هم چنین می تواند مانع از ایجاد یک تصویر کلیشه ای و تعمیم های مبهم درباره دین مورد مطالعه باشد. برخی از مفاهیم دینی برای بسیاری از بزرگسالانی که به مطالعه آن می پردازند دشوار است و شناسایی اینکه چنین وجوهی از دین برای مطالعه کاملا مناسب بوده و متناسب با سن کودکان باشد مساله کاملا مهمی است. در زیر برخی نمونه ها از راهکار معمول بکار رفته در تعلیم و تربیت دینی آمده است.
آموزش تعلیم و تربیت دینی از راه داستان:
داستان یکی از کهن ترین شیوه هایی است که نوع بشر برای بازتاب تجارب خویش بکار برده است. در ادیان داستانها مقاصد و اهداف گوناگونی دارند و تمام ادیان مهم جهان مجموعه ای از داستانهای خاص خودشان را دارند. چنین داستانهایی می توانند چیزهایی را درباره ماهیت خداوند آشکار کنند و می توانند چیزی درباره جهانی که ما در آن زندگی می کنیم یا راهنمایی درباره اینکه چگونه می توان یک زندگی خوب داشت ارائه کنند. هدف از تعلیم و تربیت دینی معرفی این داستانها به کودکان برای کمک به آنها در فهم چیزهایی درباره اینکه چگونه دیگران خداوند و جهان اطرافشان را درک می کنند است.
چالش پیش روی آموزگاران،ارائه داستانهایی به کودکان است تا برای آنها فرصتی جهت تفسیر داستانها و فهم معنای آنها فراهم آورد. برولی و پالمر بحث کردن درباره متونی را توصیه می کنند که به کودکان اجازه میدهد تا خودشان تفسیر و پرسش هایی درباره داستانها ارائه دهند. برخی از داستانهای ادیان ممکن است بخاطر مفاهیم انتزاعی، زبان یا متن بیگانه و نامتعارف برای نوجوانان مناسب نباشند. آموزگار نیازمند این است که مطمئن شود تا آنها داستانهای شان را بفهمند و به پرسش های حاصل از آن پاسخ دهند، پیش از اینکه آنها در خصوص کاربرد آنها برای کودکان تصمیم بگیرند. در این نمونه مورد بحث، آموزگار باید از این امر خاطر جمع باشد که ارائه او از داستان و بحثهای مربوط به آن به کودکان در درک اینکه چگونه مسیحیان معتقدند زندگی مسیحیان به خواست خداوند بستگی دارد کمک می کند.
مطالعه موردی:
جولی آموزگار دبستان است و با کودکانی 9 و 10 سال سروکار دارد. در آموزش دینی کلاس(دانش آموزان) مطالبی درباره اینکه(حضرت)مسیح کیست و عقیده مسیحیان درباره او چیست می آموزند. به عنوان بخشی از مطالعه، کودکان داستان آدم نیکوکاری را خواندند که در آن دریافتند که(حضرت)مسیح به او یاد داد که عاشق همسایه ات باش. جولی موضوع را اینگونه توضیح داد که مسیح داستان را در پاسخ به سوال دشوار یک آموزگار مسیحی مطرح کرده است. او سپس از کودکان خواست که چشمان خود را ببندند و یک تصویر تلویزیونی را به ذهن بیاورند که داستانی را که به آنها گفته شده است را نشان دهد. جولی خودش را برای این جلسه با خواندن متن اصلی انجیل و چگونگی درک مسیحیان از این داستان آماده کرد. او فهرستی از پرسش هایی را که میخواهد از کودکان بپرسد و یا آنها ممکن است که از او بپرسند را آماده میکند. او هم چنین پاسخهای ممکن به این پرسشها را نیز در نظر میگیرد. او داستان را به روایت خود تعریف میکند و به کودکان زمان میدهد تا تصاویر را در ذهن خود مجسم کنند.
بحث با واکنش کودکان نسبت به داستان پیش رفت و توجه کودکان به چگونگی رفتارشان با دیگران جلب شد، خصوصا با کسانی که دوستشان ندارند. در پایان جلسه کلاس کودکان به این نتیجه رسیدند که برای مسیحیان هر کسی همسایه ایشان است و آنها باید عاشق دیگران باشند و به افراد نیازمند کمک کنند.
آموزش تعلیم و تربیت دینی از راه مصنوعات[1]:
تنها راه باور آوردن یک سنت در کلاس درس و ارائه تجربه دست اول به کودکان استفاده از مصنوعات مذهبی است. بسیاری از سنتهای دینی برای پرستش اشیایی را به کار میبرند تا حضور خداوند را به آنها یادآور شده و هم چون پلی برای درک خداوند برای آنها باشد. باید به کودکان زمان داد تا به بررسی اشیایی بپردازند که برای آنها فرصتی فراهم آورد تا بفهمند که چگونه اشیاء در یک سنت مذهبی نقش بازی میکنند و راه احترام گذاشتن به اشیای مقدس مذهبی را به آنها بیاموزد.
آموزش تعلیم و تربیت دینی از راه مکانهای پرستش:
پرستش نقش محوری در بسیاری از سنتهای مذهبی ایفا میکند و مکانهایی که با پرستش مرتبط هستند نیز چنین جایگاهی دارند. پرستش در خانه یا بناهای خاص صورت میگیرد. اما برای اکثر دینداران پرستش می تواند در هر زمان و مکانی صورت گیرد. بسیاری از مذاهب دارای جایگاه های مخصوص برای زیارت هستند مانند شهرها، رودخانه ها، کوه ها، که دارای اهمیت خاصی هستند و افراد از آنها بازدید می کنند.
بسیاری از مدارس به مکانهای خاص مذهبی مانند کنیسه ها، کلیساها و معابد دسترسی دارند. بازدید از هر یک از این مکانها فرصتهای زیادی برای مطالعه وجوه یک سنت فراهم می کند. تاکید بر چنین مطالعه ای باید بر اهمیت این بناها برای اعضای یک سنت دینی باشد. بناها بخودی خود اهمیتی ندارند بلکه مهم کارکردشان است.
آموزش تعلیم و تربیت دینی از راه تصاویر:
در اکثر ادیان از تصاویر برای انتقال معانی بهره گرفته می شود. این تصاویر منابع ارزشمندی برای کمک به کودکان در کاوش و بررسی ادیان است. کودکان می توانند با بررسی آثار، عکس ها و سایر تصاویر برای شناسایی آنچه که هنرمند بوسیله آن سعی در انتقال آموزه های دینی دارد ترغیب شوند. بنابراین کودکان می توانند بفهمند که چرا موزاییک های زیبا بسیاری از مساجد را تزیین کرده اند یا اینکه چرا تصاویر مسیح از یک کشور به کشور دیگر متفاوت است.
کاربرد فناوری اطلاعات در تعلیم و تربیت دینی:
فرصتهای زیادی برای کاربرد فناوری اطلاعات در تعلیم و تربیت دینی وجود دارد. اینترنت حاوی سایتهای زیاد مفیدی برای ارائه اطلاعات در سنتهای مذهبی و ایده هایی برای کلاسهای درس هستند. بسیاری از سایت ها تورهای مجازی برای بازدید از مکانهای پرستش و جالب را دارند. اینترنت هم چنین می تواند کودکان را با دیگر کودکان مدارس، مناطق و کشورهای دیگر مرتبط کرده و به بحث از سنتهای دینی و فرهنگی آنها بپردازد. پایگاه داده ها، دوربین های دیجیتالی، واژه پردازها میتوانند با وجوه تعلیم و تربیت دینی پیوند داشته باشند.
آموزش تعلیم و تربیت دینی از راه بحث:
یک شیوه مهم برای آموزش تعلیم و تربیت دینی و یکی از راههایی که صریحا در سنن دینی از آن پیروی شده است گفتگو از راه بحث کردن است. این مهم است که کودکان فرصتی برای ابراز عقاید و هم چنین روشن کردن درک و دیدگاه های رقیب داشته باشند. با ارائه چنین فرصتی بسیاری از کودکان مشتاق بحث جدی درباره موضوعات هستند و تعلیم و تربیت دینی می تواند فضایی برای آنها فراهم آورد تا با اطمینان بتوانند افکار و احساسات خود را بیان کنند. کودکان باید بفهمند که پاسخ های کوتاه و فوری در تعلیم و تربیت دینی وجود دارد، اما فرایند اندیشیدن و بحث کردن درباره دین ویژگی مهم تعلیم و تربیت دینی به حساب می آید. کودکان باید به پرسش در باب پاسخ های ارائه شده به آنها ترغیب شوند. آنها باید زمانی برای اندیشیدن درباره کارهایشان و سهیم شدن در اندیشه دیگر افراد کلاس داشته باشند. به این نحو کودکان یاد می گیرند که نه تنها برخی مهارتهای ارزشمند را فرا می گیرند بلکه می فهمند که آنها قادر به نتیجه گیری در خصوص موضوعاتی هستند که مطالعه کرده اند.
نقش آموزگار در خلال این فعالیت ها بسیار مهم است او هم چنین می تواند احساس ها و نگرشهای بسیار شدیدی بوجود بیاورد که نیازمند بررسی کاملا دقیق هستند. برای رسیدن به این هدف تثبیت قواعدی مورد نیاز است که پیش از هر بحثی تقویت میشود. کودکان باید با انتظارات لازم برای رفتار در خلال بحث آشنا شده و احساس اطمینان و راحتی خیال برای بیان دیدگاه هایشان را داشته باشند. هم چنین، کودکان برای مشارکت در بحث خصوصا در رابطه با موضوعات حساس نباید تحت فشار قرار گیرند. آموزگار لازم است تا توجه خود را متمرکز بر روی بحث کرده و آن را مدیریت کند به گونه ای که کودکان در صورت تمایل فرصت لازم برای شرکت در بحث را داشته باشند. در عین حال لازم است تا آموزگار دیدگاه های آنها درباره موضوعات را اداره کند، تا کجا او می تواند دیدگاه های شخصی خویش را آشکار کند؟ آیا او می تواند با دیدگاه کودکانی که مخالف دیدگاه او هستند وارد چالش شود؟ آیا موضوعاتی وجود دارد که نیازی به بحث در مورد آنها نیست برای نمونه اینکه آیا ما مجاز نیستیم تا از عبارتهای نژادپرستانه در این مدرسه استفاده کنیم؟
ارزیابی:
ارزیابی در تعلیم و تربیت دینی یک موضوع بحث انگیز در سالیان اخیر بوده است. درحالیکه بسیاری می توانند شاهد امکان ارزیابی شناخت کودکان از دین باشند دیگر وجوه مانند مهارتها، ارزش ها و رشد شخصی هم چونان مساله ای بحث برانگیز به نظر میاید. آنچه که مشخص است این است که برخی چیزها وجود دارند که ما نمی توانیم به ارزیابی آنها بپردازیم و نه خواهان این کار هستیم. ارزیابی تاثیری که مطالعه یک دین می تواند بر روی زندگی یک کودک به جای بگذارد به دشواری قابل ارزیابی است و ما نمی توانیم از یک کودک بخواهیم که به این مساله پاسخ دهد بلکه تنها می توانیم او را به این کار دعوت کنیم. ارزیابی در تعلیم و تربیت دینی باید ابزاری باشد که آموزگار با آن بتواند نتایج و تاثیرات آموزش خود را در حالیکه تاثیر آن را بر روی کودکان در نظر دارد بررسی کند. در نمونه زیر اهداف آموزشی بازنویسی به عنوان معیار ارزیابی نشان دهنده این هستند که آموزگار برای رسیدن به هدف درس خود باید در جستجوی چه چیزی باشد.
نمونه
اهداف آموزشی
· کودک خواهد فهمید که چرا خانه جای خاصی برای یهودیان است (یادگیری درباره دین)
· کودک می تواند بفهمد که خانه آنها یک مکان خاص به حساب میاید (یادگیری از راه دین)
معیار ارزیابی:
· آیا کودک می تواند توضیح دهد که چرا خانه مکان خاصی برای یهودیان است؟ (یادگیری درباره دین)
· آیا کودک می تواند به اهمیت خانه ایشان پی ببرد؟ (یادگیری از راه دین)
محتوای درس:
کودک با مزوزاه[2] (جعبه کوچک حاوی متن وصل شده به در ورودی خانه) و جشن شبات[3] در هر هفته آشنا میشود.
نمونه (مستمر)
فعالیت ها شامل:
اداره کردن و بحث در خصوص مصنوعات (دین)یهودی و اینکه آنها نشانه چه چیزی هستند
بحث از اینکه خانه برای ما چه معنایی دارد
طراحی آویزه های دیوار خانه مان
مدرک (من در آثار یا پاسخهای آنها به دنبال چه چیزی هستم؟)
اثر نوشتاری: کودکان چه چیزی را برای نوشتن روی آویزه های دیوار خانه انتخاب می کنند؟ آیا این نشان دهنده این است که خانه برای آنها دارای اهمیت است؟
بحث: در خلال کلاس آیا کودکان می توانند اندیشه هایشان درباره خانه هایشان را بیان کنند؟
در خاتمه درس آیا کودکان می توانند توضیح دهند که آنها از چه مصنوعاتی استفاده میکنند و معنی آنها چیست؟
لختی اندیشیدن:
چگونه آموزگار می تواند فرصت هایی برای کودکان فراهم آورد که دربردارنده خود ارزیابی آنها در برآورد رویه در بالا بیان شده، باشد؟
رویه های موجود در تعلیم و تربیت دینی:
در میان اهداف اصلی تعلیم و تربیت دینی اهدافی وجود دارند که متعلق به مرحله رشد کودکان در درک هویت خود و ارتباط آن ها با دیگران است. از میان تمامی موضوعات مندرج در برنامه درسی، تعلیم و تربیت دینی بیشترین مسئولیت را در قبال رویه های خود دارد که این اعمال و رویه ها در بطن هر چیزی قرار دارد که ما در برنامه تعلیم و تربیت دینی در تلاش برای انجام آن هستیم. تعلیم و تربیت دینی کودکان را به خود آگاهی و تشخیص یگانه بودن خویش و رشد درکشان از هویت خود ترغیب میکند. در عین حال تعلیم و تربیت دینی گوناگونی و تنوع را ارج می نهد و احترام به دیگران را تشویق و از مشارکت افراد در ساختن جامعه شان تقدیر میکند. این بدین معنی است که رویکردهای ما به تعلیم و تربیت دینی ارزش افراد را به رسمیت می شناسد با هرگونه قابلیت فیزیکی، جنسیتی یا پیشینه نژادی و فرهنگی.(مترجم: همانند آنچه در این آیه شریفه قرآن بدان اشاره رفته است: يَأَيهَا النَّاس إِنَّا خَلَقْنَكم مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثي وَ جَعَلْنَكمْ شعُوباً وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُواإِنَّ أَكرَمَكمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ.حجرات13)[2]
برای اجرای چنین رویکردی تعلیم و تربیت دینی باید تمرکز خود را بر روی رشد گرایشهای مثبت به سوی دیگران بگذارد. به این معنا که ما باید از گروه بندی کلیشه ای افراد اجتناب کنیم و از تنوع وسیع منابعی که در سنن مختلف وجود دارند بهرهمند شویم. ما باید نسبت به زبانی که بکار میبریم آگاه باشیم و از تعمیم های گسترده اجتناب کرده و از دسته بندی بر حسب جنسیت و نژاد آگاه باشیم. ما باید نشان دهیم به کودکان که نقطه نظر دیگران به مانند نظر خود آنها معتبر است و اینکه تفاوت چیزی نیست که باعث شرمندگی کسی شود.
برخی از والدین از رویکردهای مذهبی جهانی تعلیم و تربیت دینی نگران هستند. آنها ممکن است که شناخت زیادی از خود نداشته باشند و نسبت به ادیانی که با آنها آشنایی ندارند مشکوک باشند. دیگر والدین ممکن است با دین خصومت داشته باشند یا ممکن است عقیده راسخ داشته باشند که تعلیم و تربیت دینی نباید بخشی از آموزش مدارس باشد. همانگونه که آموزگاران لازم است تا نسبت به این احساسات احترام قائل باشند باید اطمینان حاصل کنند که ما می توانیم با والدین برای رسیدن به هدف و ارزش آنچه که انجام میدهیم ارتباط برقرار کنیم.
نتیجه گیری:
تعلیم و تربیت دینی بخش مهمی از تعلیم و تربیت محسوب میشود و به درک کودکان نسبت به چشم اندازهای خود به زندگی و دیگر مردمان یاری میرساند. لازم است که این رویکرد با اعتماد به نفس و حساسیت کامل انجام شود و به این نکته اذعان داشته باشد که دین نقش مهمی در زندگی افراد ایفاء میکند. در عین حال دین می تواند امری بحث برانگیز باشد و اینکه ما می توانیم به کودکان مهارتهایی را یاد بدهیم که سروکارشان با موضوعات چالش برانگیز است امری سرنوشت ساز به حساب میاید. در پایان اینکه تعلیم و تربیت دینی خوب و یادگیری را محدود به محتوایی که یاد میدهیم نمیکند بلکه بیشتر درباره روشی است که ما با آنها برخورد می کنیم و رویکردها. هدف ما در حقیقت باید کمک به کودکان برای درک این وجه از جهانی باشد که در آن زندگی می کنند.
تعلیم و تربیت دینی: فراسوی برنامه درسی
مقدمه:
در بطن برنامه تعلیم و تربیت دینی آموزه ای معنوی قرار دارد که در آن رویارویی و واکنش ها تجربه میشود. این ما را به ضرورت ایجاد روابط و ارتباطات زیاد میان خودمان و جهان وسیعتر سوق میدهد. در این فصل روابط بسیاری را که تعلیم و تربیت دینی موجب میشود مورد بررسی قرار خواهد گرفت که به ما در تشخیص پیوندهایی میان یک شخص و شخص دیگر و تعلیم و تربیت دینی با تعلیم و تربیت کودکان کمک میکند. این فصل توضیح میدهد که چگونه تعلیم و تربیت دینی با تعلیم و تربیت وسیعتر و با مردمان دیگر و جامعه جهانی ارتباط دارد که در آن کودکان نخستین گامهای خود را برمیدارند.
فراتر از مدرسه:
فرصتهای زیادی برای یادگیری خارج از مدرسه در تعلیم و تربیت دینی شامل سفرهای تعلیم و تربیت دینیارک دیده و کار مستقل وجود دارد. سفرهای ترتیب داده شده می تواند شامل بازدید از مکانهای پرستش، موزه ها و مکانهای مذهبی مهم باشد. چنین بازدیدهایی به کودکان فرصت میدهد تا تجربه دست اولی از پدیده دینی و علاوه بر آن شانس گفتگو با انسانهایی از ادیان مختلف داشته باشند. هم چنین آنها می توانند یک تصویر صحیح از یک سنت خاص بدست آورند که در آن تصویرهای کلیشه ای را به حداقل رسانده و فرصت درک یک سنت دیگر را فراهم آورد. آنها هم چنین به آموزگاران این فرصت را میدهند تا شناخت خودشان از موضوعات را بسط داده، پرسشهای خود را مطرح کرده و هرگونه سوءتفاهم را برطرف کنند.
کودکان می توانند یک مجموعه وظایف تحصیلی مجزا برای کارهای خارج از مدرسه داشته باشند. آنها می توانند اطلاعاتی را درباره یک سنت از طریق اینترنت، نشریات و گفتگو با بزرگسالان جمع آوری کنند. آنها می توانند به هنگام قدم زدن با همسایه خود به دنبال شواهد و مدارک یک دین خاص باشند. آنها هم چنین می توانند در خصوص میراث دینی خویش از خاطرات خانوادگی از قبیل عکسها تحقیق و بررسی کنند.
مطالعه موردی: کودکان
کلاس خانم جونز که شامل دانش آموزان هفت ساله است درگیر انجام یک پروژه با عنوان هنگامی که ما کودک بودیم هستند. بخش تعلیم و تربیت دینی مربوط به هویت و تعلقات دینی آنها بود. به عنوان بخشی از موضوع، کودکان تکالیفی در منزل داشتند که از آنها خواسته شده است تا از والدین خود میخواستند تا عکسهای دوران مدرسه اشان در زمانی کودکی و یا وسایل آن دورانشان مانند اسباب بازیها و یا لباسهایشان را به آنها نشان دهند. آنها هم چنین تقاضا میکردند که عکسها یا وسایل مربوط به مراسم و جشنهایی مانند مراسم غسل تعمید، عکسهای خانوادگی و جشن ها را به آنها نشان دهند.
تکلیف منزل بعدی آنها این بود که از کودکان خواسته شد تا با والدین خود درباره نامهایشان صحبت کنند. آیا خانواده آنها نام مکان خاصی را روی آنها گذاشته اند؟ آیا نام آنها معنای خاصی دارد؟ چگونه چنین نامی را برای او انتخاب کرده اند و آیا این نام ربطی به یک خویشاوند، شخص مذهبی داشته و یا معنای چیز خاصی را دارد؟
با بازگشت به کلاس درس کودکان اطلاعات خود را با دیگران در میان می گذارند. در خلال بحثهای کلاسی آنها به شرح مطالبی درباره نامهایشان دعوت می شوند. آموزگار کلاس بنابراین صفحه ای را با این عنوان درست میکند که نام من خاص است به این خاطر که .... و کودکان یک کارت نام با توضیحی برای نامشان طراحی میکنند. الیزابت نوشت نام من خاص است به این خاطر که نام مادربزرگم است. من عاشق مادربزرگم هستم. سیتا نوشت نام من خاص است به این خاطر که نام یک الهه است. او با راما ازدواج کرد و توسط راوانا ربوده شد. کیران نوشت نام دوم من اکانر یک نام خاص است به این خاطر که یک نام ایرلندی است و پدر من اهل ایرلند است.
مطالعه مناطق محلی:
یکی از اهداف تعلیم و تربیت دینی نشان دادن این نکته به کودکان است که دین چیزی نیست که مربوط به سالیان گذشته باشد، یعنی مربوط به دوران انجیل باشد، یا چیزی باشد که در سرزمینهای دوردست و بیگانه رخ داده باشد بلکه دین بخشی از زندگی امروزه در کشور ماست. یک روش موثر برای نشان دادن این مساله استفاده از یک منطقه محلی برای شرح و توضیح نقش دین در زندگی جوامع است. تمرکز باید بر یک سنت خاص یا سنن گوناگون شکل گرفته باشد که بستگی به منابعی دارد که در مناطق محلی وجود داشته و با هدف یک کار کلاسی صورت میگیرد. با یک گردش در اطراف منطقه می توان رشد تاریخی یا جغرافیایی آن را مشخص کرد و اینکه این رشد و گسترش در جوامع گوناگون در طی سالیان زیادی صورت گرفته است.
شواهدی از دین در یک منطقه محلی:
با گشتن اطراف یک منطقه محلی برخی از خصوصیات زیر را می توان مشاهده کرد:
بناها: این مکانها شامل مکانهای پرستش هستند که ممکن است در طی سالیان کاربردشان عوض شده باشد. بسیاری از کلیساها اکنون به عنوانی مکانی برای پرستش گروه های غیر مسیحی به کار میروند. برخی از جوامع که به بریتانیا نزدیک تر هستند دارای ساختمانهای قدیمی مخصوص پرستشگاه هستند. مکان چنین ساختمانهایی نشان دهنده اهمیت آنها برای آن جامعه است برای نمونه کلیسایی که در مرکز یک روستا یا در بالای یک تپه قرار دارد.
موزه ها: موزه های محلی نشانی از تاریخ یک منطقه هستند که مورد بازدید تازه واردان است و بر گروه های مختلف تاثیر می گذارد. برخی از مناطق دارای موزه های تخصصی هستند که به تاریخ یک گروه خاص اختصاص دارد مانند موزه یهودیان.
فروشگاه ها: بسیاری از فروشگاه ها پاسخگوی گروه های مذهبی خاص هستند مانند کتابفروشیهای مسیحیان. سایر فروشگاه ها مانند رستوران های دارای غذاهای حلال یا فروشگاه لباسهای خاص هستند. بسیاری از فروشگاه های بزرگ نیز بخشهای خاصی برای ارائه غذا به گروه های دینی خاص دارند.
نامهای خاص: بسیاری از نام خیابان ها و مکان ها نشان دهنده حوادث یا انسانهای مهم است و میتواند نشان دهنده پیوندهای مذهبی خاصی باشد که می تواند مورد بررسی قرار گیرد مانند خیابان سنت جان.
مدارس: برخی از مناطق دارای مدارس مذهبی هستند که معمولا مسیحی یا یهودی هستند اما به شکل فزاینده ای مدارسی از ادیان دیگر نیز پا گرفته اند. موقعیت مدارس مذهبی اغلب توسط نام آنها نشان داده میشود مانند دبستان سنت برنارد.
سازمانها و امکانات: برخی از گروه های مذهبی حمایتهای اجتماعی برای انجمن های گروه های سنی مختلف فراهم میاورند. مانند پیشاهنگان شیر بچه و دختران، خانه سالمندان.
سازمانهای خیریه: در مناطق خرید شلوغ افرادی هستند که مکانهایی برای امور خیریه و ادیان دیگر درست کرده اند مانند انجمن کمک رسانی مسیحیان. پوستر و تابلوهای آگهی نیز می تواند برای تبلیغ کار این گروه ها استفاده شود.
تزئینات: در زمانهای جشن و فستیوال، بسیاری از خیابانها با چراغها و وسایل تزئین می شوند.
بناهای یادبود: این بناها شامل یادبودهای دوران جنگ هستند اما هم چنین می تواد شامل بناهای یادبودی باشد که برای جوامع دینی دارای اهمیت است.
مطالعه موردی:
مدرسه ماتیو استریت نزدیک یک فروشگاه بزرگ است که مایحتاج یهودیانی که در آن منطقه زندگی میکنند را به فروش میرساند. در کلاس آقای دود دانش آموزان هشت ساله حضور دارند. به عنوان بخشی از موضوع تعلیم و تربیت دینی، کودکان به بررسی جوامع مذهبی که در این منطقه زندگی میکنند می پردازند. این کودکان درسهایی برای بررسی سبک زندگی خانواده های یهود دارند. آنها میدانند که بسیاری از یهودیان از برخی دستور العمل های خاص درباره غذا خوردن پیروی میکنند. یکی از کودکان یادآور میشود حال که هیچ فروشگاه یهودی در این منطقه وجود ندارد پس یهودیان چگونه غذاهای حلال خود را تهیه میکنند؟ بنابراین آقای دودز از فروشگاه محلی دیدن میکند تا ببیند که خانواده های یهودی چگونه باید غذای خود را تهیه کنند.
قبل از این بازدید، کودکان مطالبی درباره قوانین غذاهای یهودی به خاطر داشتند که به آنها ایده ای درباره آنچه به دنبال آن بودند داده بود. آقای دودز توجه خود را به این واقعیت معطوف کرد که تنها یهودیان قوانین خاصی در مورد غذا خوردن ندارند. کودکان فهرستی از سایر مردمی که غذای خود را با دقت انتخاب میکنند مثل سبزی خواران یا مسلمانان تهیه کردند.
در خلال این بازدید کودکان کاغذ را برای یادداشت برداشتن به همراه داشتند. آنها توجه داشتند که کل قفسه یخچال ها و فریزرهایی که روی آنها گوشت حلال نوشته بود را ببینند. آقای دودز نمونه هایی از این بررسی را در کلاس مطرح کرد. کودکان هم چنین دریافتند که بسیاری از غذاهای دیگر وجود دارد که خانواده های یهودی می توانند هم چون میوه ها و سبزیجات خریداری کنند. آنها دقت داشتند که سایر بخشها در این قفسه ها غذاهایی را دربرداشتند که مخصوص گروه های خاص بود.
در بازگشت به مدرسه کودکان نمونه هایی را که جمع آوری کرده بودند بررسی کردند. با استفاده از آنچه که آنها آموختند، فهرست غذای شام برای خانواده یهودی را تعلیم و تربیت دینیارک دیدند.
کارکردن با گروه های مذهبی:
بسیاری از آموزگاران مدارس دبستان نسبت به موضوعات مطرح شده در برنامه درسی تعلیم و تربیت دینی خوش بین نیستند. برخی از غلط جلوه دادن سنت های مذهبی یا ارائه آموزه های غلط نگران هستند. البته آموزگاران نیازمند به روز کردن دانش و درک و رویکردشان نسبت به دین هستند اما منابع ارزشمند دیگر همان منابع دینی محلی است. بسیاری از پرستشگاه ها نیز مراکز یک اجتماع هستعلیم و تربیت دینی و دربردارنده بسیاری از وجوه زندگی افراد هستند. چنین مکانهایی اغلب دارای یک هدف مذهبی هستند و بسیاری از آنها فوق العاده خواهان کمک به دیگران در درک ایمانشان هستند.
تماس با گروه های دینی دشوار نیست خصوصا در مدارسی که دارای کودکانیی از زمینه های مذهبی متفاوت هستند و والدین می توانند اغلب نقطه آغاز تماس با اجتماع باشند. برخی از اجتماعات دارای وب سایت هستند که اغلب آنها در دفترهای تلفن محلی فهرست شده است. برخی حتی مدیران آموزشی دارند که دیدار از مدارس یا پرستشگاه ها را ترتیب میدهند.
گروه های محلی می توانند در دامنه ای از کارها با مدارس همکاری داشته باشند. در ابتعلیم و تربیت دینیا آنها یک نگرش اصیل از سنت خاص ارائه میکنند و می توانند شناخت موضوعی را عرضه کنند. آنها می توانند در فرایند تعلیم و تربیت دینیریس موضوعات خاص، برنامه ریزی دراز مدت برای تعلیم و تربیت دینی و سروکله زدن با سوءبرداشت هایی که افراد ممکن است درگیرشان باشند شرکت کنند.
این مهم است که اعضای یک گروه دینی باید درباره نقش تعلیم و تربیت دینی در مدارس ذهنیت شفافی داشته باشند. آنها نیاز به درک الزامات قانونی تعلیم و تربیت دینی، و ماهیت برنامه درسی که در مدارس تعلیم و تربیت دینیریس می شوند دارند و دارای یک برداشت کلی از برنامه درسی طراحی شده هستند. این امری ضروری برای جلوگیری از ابهام درباره آن چیزی است که کودکان باید بر حسب برنامه تعلیم و تربیت دینی دریافت کنند. هم چنین اگر شخصی که با کودکان سخن می گوید دارای در اجتماع خود باشد بنابراین واکنش او به آنها می تواند متفاوت از سایر بزرگسالان باشد برای نمونه امام جماعت محلی با کلاسی سخن می گوید که در آن کودکانیی حاضرند که در مسجد او حضور دارند.
موضوعات میان برنامه درسی:
هنگامی که این موضوعات وارد برنامه تعلیم و تربیت دینی شوند ما در ارتباط با فعالیتهایی که برنامه ریزی کرده ایم رویکردی خلاقانه خواهیم داشت. در فصل سیزدهم بر اهمیت سروکار پیدا کردن کودکان تاکید شده است و به عنوان بخشی از این برنامه اهمیت کاربرد دامنه ای از برنامه درسی برای کندوکاو دین بکار گرفته میشود. برخی از موضوعات به نظر پیوند صریحی با تعلیم و تربیت دینی دارند مانند زبان انگلیسی و تاریخ، اما موضوعات دیگری وجود دارند که وسایل مفیدی برای شرح و توضیح مفاهیم دینی به شمار میروند از جمله وجوه برنامه درسی از قبیل شهروندی. در هر برنامه درسی از این نوع مهم این است که بخاطر داشته باشیم اهداف آموزشی مواردی هستند که به منظور اجتناب از پیوندهایی است که میتواند به شکل موقتی یا به نحوی اشتباه است.
برنامه ریزی نیازمند اهداف آموزشی است و پرسش از اینکه چگونه یک برنامه درسی جامع می تواند برای ما در بررسی این اهداف کمک کند؟ البته این می تواند به دو شکل صورت گیرد. برای نمونه بسیاری از اهداف آموزشی را می توان با استفاده از تعلیم و تربیت دینی به عنوان یک منبع درسی بدست آورد و این کار را می توان با بررسی ژانرهای مختلفی هم چون داستان ها و حکایت ها انجام داد.
در نمونه ارائه شده یک واحد درسی توصیف شده است که نشان دهنده سهمی است که هر موضوع می تواند در دست یافتن به اهداف تعلیم و تربیت دینی داشته باشد. هم چنین باید به پتانسیل تعلیم و تربیت دینی در دسترسی به اهداف آموزشی دیگر موضوعات توجه داشت.
برخی از وجوه میان برنامه درسی وجود دارند که پیوند نزدیکی با تعلیم و تربیت دینی دارند و اینکه کنار هم قرار گرفتن آنها برای آموزش کاملا مفید است. این وجوه شامل شهروندی و ماندگاری، تعلیم و تربیت معنوی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی و تعلیم و تربیت شخصی، اجتماعی و بهداشتی است. همه اینها با درک این نکته در ارتباط است که رشد کودکان در بسیاری از جهات امکان پذیر است و اینکه ما در مقام آموزگاران در مقابل این کار مسئول هستیم. نکات مشابهی میان وجوه مختلف وجود دارد و ما نیازی است که درباره آنچه که ما دقیقا با آن مواجه می شویم نگران باشیم. مهمترین چیز این است که ما تشخیص دهیم که تمام کارهایی که ما انجام میدهیم بر روی رشد کلی کودکان تاثیر گذار است و ما باید از پیامی که منتقل می کنیم آگاه باشیم. ارزش ها و تعلقات خاطر ما تاثیری مستقیم بر روی موضوعاتی که انتخاب میکنیم دارند و منابع و روشی که ما آنها را به کودکان ارائه میکنیم نیز چنین تاثیری دارند.
نمودار بعدی در وصف این است که تعلیم و تربیت دینی همراه با وجوه شهروندی، رشد اخلاقی و معنوی است. این موضوع با کار کلاس دانش آموزان یازده ساله در ارتباط است که می توان برای آنها داستانهای یهودیان و مسیحیان درباره خلقت را توضیح داد اما این را می توان به ملاحظه الزامات حاصل از این داستانها برای انسان امروزی بسط داد.
تمامی ادیان اصلی جهان چیزی درباره مسئولیت نوع بشر درباره جهان طبیعی گفته اند. جهان مخلوق خداوند است که بنابراین باید با دیده احترام به آن نگاه کرد. در برخی از سنت ها، انسانها ساکنین موقت این جهان طبیعی به شمار آمده اند. از راه این موضوع کودکان به درک مسئولیت خویش در مورد جهان طبیعی واقف میشوند و در میابند که آنها قادر به تغییر چیزها هستند.
خصوصیت اصلی این موضوع ایجاد یک باغ در حیاط مدارس است. پژوهش می تواند نشان دهد که کدام نوع از محیط مکان خوبی برای زندگی گیاهان، حشرات، حیوانات و پرندگان به حساب میاید. در طی هفته ها کودکان می توانند بر روی این باغ کار کنند که نه تنها در رشد آنها سهیم هستند بلکه هم چنین یک ویژگی دائمی زندگی مدارس به شمار آمده و یادآور مسئولیتهایشان است.
اهداف کلیدی آنها به این شرح است:
· در نظر گرفتن مسئولیت برای محافظت از جهان
· مسئولیت برای عمل کردن از راه ایجاد یک محیط وحشی در حیاط مدارس
· در نظر گرفتن آنچه که ادیان جهان درباره مسئولیتهای ما یاد داده اند
هفته اول:
الف) قدم زدن در طبیعت. توجه به انواع گوناگون. بحث از احساسات و واکنش ها نسبت به طبیعت. بحث از ریشه های جهان، دیدگاه ها و عقاید.
ب) بررسی کردن منطقه. اندازه گرفتن و در نظر گرفتن الزامات عملی
هفته دوم:
الف) بحث از موضوعات محیطی و این که ما چه میدانیم؟
ب) طراحی یک منطقه که نشانگر خصوصیات ویژه و شناسایی گیاهان و حیوانات اهلی است
هفته سوم:
الف) بحث از مسئولیت و اینکه منظورمان چیست؟ اینکه چه کسی مسئول است؟
ب) کندن علفهای هرز. نقشه کشیدن و علامت زدن با ماسه روی جایی که مورد نظر است
هفته چهارم:
الف) خلق داستانهایی از سنتهای یهودی مسیحی و الزامات آن برای مردم
ب) حفر شیار آب و جاری کردن آن به سوی گیاهان مورد نظر مانند کنده های درخت
هفته پنجم:
الف) بررسی آموزه های مربوط به سنت های شرق مثل هندوئیسم و بودیسم
ب) ایجاد مسیرها و پیاده روها و کاشتن گیاه
هفته ششم:
الف) ارزیابی کارها. به اشتراک گذاشت پروژه باغ با باقی مدرسه
ب) تکمیل کاشتن گیاه. آویختن جعبه های پرندگان و حشرات
منابع لازم برای کار میان برنامه درسی برگرفته از ادیان:
پیشنیان ما زمین را منبعی غنی، مفید و دائمی می پنداشتند اما ما میدانیم که تنها اگر از آن مراقبت کنیم چنین خواهد بود. دالای لاما
ارزش طبیعت بسته به این است که با مسئولیت از حیات نگهداری کنیم. شورای کلیسا
اگر تنها یک درخت پر از گل و میوه درون یک روستا باشد، این مکان ارزش احترام را دارد. هندوئیسم
زمین سبز و زیباست و خداوند شما را هم چون ماموران خود بر روی آن قرار داده است. کل زمین هم چون مکانی برای نیایش، ناب و پاکیزه آفریده شده است. اسلام
بخاطر نسلهای آینده و نسلهایی که هنوز به دنیا نیامده اند از زمین محافظت کنیم. آیین سیک
موضوعات تعلیم و تربیت دینی:
برخی آموزگاران از برنامه تعلیم و تربیت دینی نگران هستند. آنها آگاهند که این یک موضوع شخصی عالی و اغلب حساسیت برانگیز است. برخی معتقدند که آنها نمی دانند که چگونه باید با موقعیت های حاصل در کلاس یا محیط مدرسه مواجه شوند. مشخص است که حفظ موضوع شناخت می تواند موجب تسکین چنین نگرانی هایی شود هم چنین ارزش وقت گذاشتن برای در نظر گرفتن اینکه چگونه شخص به برخی از موقعیتهای خاص پاسخ میدهد را دارد. به این نحو شخص میتواند خودش را برای هر موقعیت ایجاد شده ای آماده کند. در بخشی که در ادامه خواهد آمد پرسشهایی درباره موقعیتهای بالقوه بوجود آمده است و شخص را به اندیشیدن درباره اینکه چگونه می تواند به این پرسشها پاسخ گوید ترغیب میکند. این مساله هم چنین میتواند ارزش بحث کردن درباره این موقعیت ها را با همکاران فراهم میاورد تا درباره اینکه چگونه می توان این مسائل را بسط داد و حل کرد.
کنترل عقاید:
هرکسی که وارد کلاس شود خواه بزرگسال یا کودک مجموعه ای از عقاید و ارزشهایی را با خود به همراه میاورد. بخشی از کل برنامه تعلیم و تربیت دینی کمک به کودکان برای بیان این عقاید و ارزشها و سهیم شدن آن با دیگران است و یادگرفتن اینکه چگونه با ارزشهای دیگران مواجه شود. به عنوان کودکانیی بزرگتر آنها احتمالا از عقاید خودشان و والدینشان آگاه هستند. برخی اوقات این عقاید را با دیگر کودکان یا آموزگار خود در میان نمیگذارند. بنابراین چگونه ما میتوانیم نسبت به تفاوت میان عقاید واکنش نشان دهیم؟
یک نقطه شروع بنیادین برای تعلیم و تربیت دینی ایجاد فضای اطمینان و احترام است که در آن بچه احساس راحتی کرده و بتواند عقاید و دیدگاه های خود را بیان کند. وضوح بخشیدن به قواعد برای بحث کردن نیازمند توافق و راهنمایی برای این است که چگونه باید به دیگران و واکنش آنها نسبت به عقایدشان گوش فرا دهیم.
کودکان هم چنین نیازمند این هستند که نحوه مواجه با این تفاوت ها را بیاموزند. آنها نیازمند این هستند که برای مواجه با تفاوت ها بدون تهدید از سوی آنها مهیا شوند. فعالیت هایی وجود دارند که به ما کمک میکنند مانند فیلم ها، تیم های فوتبال، سرگرمی ها و غذا. بحث در این خصوص است که چگونه آنها چیزهای متفاوت را ترجیح میدهند و اینکه چگونه نسبت به کسی که با ما موافق نیست واکنش نشان میدهیم.
موضوع این است که برخی از آموزگاران درباره اینکه در خصوص عقایدشان چه باید بکنند نگران هستند. برخی از پرسشهایی که آموزگاران پرسیده اند عبارتند از:
· اگر به چیزی عقیده ندارم چگونه می توانم آن را تعلیم و تربیت دینیریس کنم؟
· خانم جونز چگونه خداوند می تواند جهان را ظرف شش روز خلق کرده باشد این غیرممکن است
· خانم شما به چه چیزی عقیده دارید؟
· جان گفت که خداوند وجود ندارد. او اشتباه میکند، درسته؟
بسیاری از آموزگاران معتقدند که آنها ممکن است تاثیر بیش از حدی بر روی کودکان داشته باشند یا ممکن است در این خصوص آنچه که در خانه میاموزند مشکل داشته باشند خصوصا اگر آنها با کودکانی کم سن و سال سروکار داشته باشند.
اداره کردن عقایدمان:
اغلب تعلیم و تربیت دینی ما را درگیر آموزش موضوعاتی میکند که ما به آنها عقیده نداریم اما این لزوما مشکل ساز نیست. باید به خاطر داشت که این یک فعالیت آموزشی اشت شخص به کودکان برای درک تجربه دینی نوع بشر کمک میکند. شخص لازم نیست تا به آنچه که یاد میدهد اعتقاد داشته باشد. در قیاس با این امر برای مثال میتوان کمونیسم را در نظر گرفت. این یک فلسفه متمایز است که شخص میتواند بدون اینکه به آن اعتقادی داشته باشد آن را بشناسد و درک کند. البته موضوع این است که آیا عدم اعتقاد شخص به گونه ای بروز پیدا میکند که شخص آن را به شکلی شکاکانه مطرح میکند. این یک موضوع است که میتواند هدف کلیدی تعلیم و تربیت دینی را تحت الشعاع خود قرار دهد که درباره ترویج احترام به دیدگاه کسانی که نگرش آنها متفاوت از خود شخص است. اگر شخص احساس کند که در خطر سات بنابراین احتمالا بهتر این است که به آموزش تعلیم و تربیت دینی مشغول نشود.
پاسخگویی به پرسش های نهایی:
اغلب کودکان پرسشهای دینی و معنوی مطرح میکنند که تنها از منظر دینی میتوان به آنها پاسخ داد. کلید اداره کردن انواع این پرسش ها این است که آنها را به عنوان یک فرصت تربیتی به رسمیت بشناسیم. برای جلوگیری از طرح نکردن پرسشهای کودکان یا تغییر موضوع دادن باید به بچه نشان داد که پرسش او مناسب و مهم است. اول از همه هنگامی که یک بچه پرسشی عمیق یا کنجکاوانه مطرح میکند ما باید او را بخاطر طرح چنین پرسشی مورد تشویق قرار دهیم و این نشان میدهد که آنها در حال اندیشیدن هستند. شما می توانید به او اطمینان دهید که پرسیدن چنین پرسشی همان چیزی است که هزاران سال است انسانها به آن اندیشیده اند.
دوم اینکه بهتر است که پرسشی را که بچه مطرح کرده است به شکل متن و نوشتاری درآورد. بنابراین نیاز است تا در نظر بگیریم که آیا می توان به این پرسش در این زمان پرداخت یا اینکه زمان بیشتری برای اندیشیدن درباره آن لازم است. یک پاسخ صریح دربرگیرنده این است که به شخص توضیح داده شود که چنین پرسش هایی از منظر یک چشم انداز دینی پاسخ داده شده اند. مسلمانان ممکن است به یک چیز اعتقاد داشته باشند درحالیکه مسیحیان به چیز دیگر معتقدند و یک ملحد به چیزی دیگر. بگذارید تا بچه دیدگاه خودش یا والدینش را مطرح کند که ارزشمند است.
اگر شخص فکر کند که این موضوع ارزش آن را دارد که کل کلاس را درگیر بحث از آن کند پس بهتر است که زمان مناسبی را برای بحث درباره این موضوع به کلاس اختصاص دهد. باید از کودکان خواست تا پرسشهای خود را با دیگران در میان بگذراند و پرسشهای آنها را نیز دنبال کنند. باید بخاطر داشت که تمامی این پرسشها فکورانه با ارزش هستند و باید به یاد داشت که برخی اوقات هیچ پاسخ آسانی برای پرسشهای عظیمی که شخص با آن مواجه است وجود ندارد.
آشکار کردن عقاید خودمان:
کودکان اغلب درباره عقاید آموزگار خود بسیار کنجکاو هستند (معمولا با شیفتگی نسبت به نام او شروع میشود) این ممکن است دربرگیرنده درخواست برای دانستن دیدگاه آموزگار درباره موضوعات دینی باشد. در این مورد ما باید برای کودکان روشن کنیم که زندگی خصوصی ما یک امر شخصی است. اما اگر ما کودکان را به بیان دیدگاههای خود و اندیشه هایشان ترغیب میکنیم این به نظر منصفانه است که خود ما نیز آماده چنین کاری باشیم. برای برخی از آموزگاران این یک مورد کاملا بی غل و غش و صادقانه است و اینکه آنها متعهد به یک سنت خاص هستند که بر اساس آن به مسائل پاسخ میدهند. برای مثال من یک بچه مسلمان هستم و معتقدم که و این بیان عقاید در زمینه دینی ارمی مفید است به این خاطر که بچه میداند که آموزگار متعلق به چه سنت دینی است. به عقیده دیگران می توان پاسخ صریحی به این پرسش نداد و گفت من واقعا نمیدانم اگر .... نهایتا اینکه انتخاب با شخص است اما باید در نظر داشت که هیچ رویدادی اشاره به این امر ندارد که یک بچه دبستانی بتواند دین خود را به دین آموزگار کلاسش تغییر دهد.
اداره کردن عقاید کودکان:
هدف از تعلیم و تربیت دینی ارائه فرصت به کودکان برای رشد عقایدشان است به نحوی که کار تعلیم و تربیت دینی ما نیازمند فراهم آوردن فضایی برای آنها در انجام این کار در ارتباط با موضوعاتی است که ما به آنها ارائه کرده ایم. برخی از کودکان معمولا با تفکر درباره پرسشهای نهایی شروع میکنند درحالیکه دیگران ممکن است که هرگز درباره آنها نیاندیشند. هنگامی که کودکان دیدگاه ها و عقایدشان را بیان میکنند ما باید با آنها با احترام برخورد کنیم و سایر کودکان را به چنین کاری تشویق کنیم. اما هنگامی که کودکان دیدگاههای یکدیگر و آموزگارانشان را به چال میکشند لازم است تا خودشان را برای این کار مهیا کنند. کودکان باید خودشان را برای مدیریت کردن بحثهای مختلف مهیا کنند. اما اگر بچه ای بخواهد که شمای آموزگار در این مورد داوری کنید باید از این کار اجتناب کنید. دیدگاههای آنها را درون سنتهای دینی و غیردینی دسته بندی کنید و به کودکان یادآور شوید که چنین چیزهایی بستگی به تصمیم گیری هر فردی دارند.
لختی اندیشیدن:
در تمام این موقعیت ها نقش پاسخهای آموزگار حیاتی است. هنگامی که ما شروع به آموزش تعلیم و تربیت دینی میکنیم بنابراین ما باید از دامنه ای از پرسش ها را از خودمان بپرسیم. اندکی زمان برای اندیشیدن در خصوص پاسخهای خودتان به این پرسش ها بگذارید:
· چگونه من فضای اعتماد و احترام را در کلاسم ایجاد کنم؟
· چگونه من مطمئن شوم که تمام کودکان برای ابراز دیدگاه هایشان احساس راحتی می کنند؟
· چگونه من خودم را برای درمیان گذاشتن عقایدم با کودکان آماده کنم؟
· آیا برخی از مسائل وجود دارند که من نمی توانم آنها را برای بحث کردن انتخاب کنم؟
· آیا من درباره دیدگاه هایم در خصوص یک موضوع خاص کاملا آگاهم؟
مدیریت کردن موضوعات بحث برانگیز:
وجه دیگری از تعلق خاطر تعلیم و تربیت دینی حول موضوعات بحث برانگیز درباره ماهیت دین میباشد. بسیاری از مردم دین را تنها بر حسب تضادی که با تساهل در خصوص برخی از مردم و سبک زندگی آنها دارد در نظر میگیرند. برخی اعتقاد دارند که دین موجب جنگ یا نسل کشی میشود یا با ارزشهای لیبرال غرب در خصوص سکس و جنسیت سر سازش ندارد. به علاوه دین با انواع موضوعات حساسی از قبیل مرگ و رنج کشیدن سروکار دارد و آموزگار درخصوص چگونگی پرداختن به این موضوعات هنگام کار با کودکان اطمینان خاطر ندارد.
مرگ احتمالا یکی از آخرین تابوها در جامعه غرب است. در حالیکه رسانه از حضور در تمامی ابعاد زندگی و تجربه آدمی خشنود است مرگ کاملا به عنوان یک امر بی چون و چرا به قوت خود باقی است و بزرگسالان در خصوص اینکه چگونه کودکان با آن مواجه میشوند دل مشغولی دارند. در مقابل هر کسی که با کودکان از نزدیک کار کرده یا زندگی کرده است میداند که آنها دلبستگی زیادی به مگر دارند و از زیاد صحبت کردن درباره آن و یا استفاده از آن در پایان بازهایشان خوشحال هستند. هر دینی باید به مرگ اشاره کرده باشد و نهایتا اینکه ادیان بزرگ جهان معمولا سخنان زیادی در این خصوص گفته اند. دو چیز را باید اینجا در نظر گرفت. یکی اینکه ما چگونه باید با مرگ آنگونه که در زندگی کودکان مطرح است مواجه شویم و دوم اینکه ما چگونه باید با مرگ در تعلیم و تربیت دینی مواجه شویم. در مورد اول آموزگار نمی تواند هنگامی که با موضوعاتی درباره مرگ سروکار دارد و سوالاتی که ایجاد میشود کنترلی داشته باشد و نیازی نیست که خود را برای مواردی آماده کند. در دومی آموزگار قادر است تا برنامه دقیقی برای سروکله زدن با وجوه مختلف مرگ آنگونه که در مطالعه کودکان از ادیان بزرگ طراحی کند.مشخص است که موضوعات مشترکی میان آنها وجود دارد و پیشنهاداتی که به دنبال میاید امکان کاربرد در هر دو زمینه را دارد. بخش منابع در پایان این فصل به خواننده اطلاعات دقیقتری درباره این موضوع ارائه میکند.
درهر کاری فضای بحث در کلاس درس میتواند حامی بحث باشد. هر کار طراحی شده باید بر مبنای آن چیزی باشد که در زندگی کودکان اتفاق می افتعلیم و تربیت دینی و باید تصدیق کرد که بسیاری از کودکان در هر کلاسی معمولا تجربه غم رادارند. مدارس محیط امنی را پیشنهاد میکنند که در آن بتوان در خصوص مرگ بحث کرد اما اگر کودکانیی که به تازگی داغ دیده اند در کلاس حضور داشته باشند نظرات والدین آنها توصیه میشود.
مرگ را می توان از راه مفهومی مانند مرگ کوچک برای کودکانی کوچک توضیح داد جایی که آنها شاهد چرخه زندگی گل ها و مخلوقات کوچک هستند. کتابهای داستان کودکان ارائه کننده یک منبع ارزشمند برای بحث در خصوص مرگ است. هم چنین کتابهایی نیر وجود دارند که خصوصا برای آموزش مقاصد خاص نوشته شده است. چنین داستانهایی برای کار دکر جشنواره مسیحیت مفید است برای نمونه به درک کودکان از مرگ مسیح در سنت مسیحیت کمک میکند.
برای کودکانی بزرگتر مطالعه مرگ و مراسم تعلیم و تربیت دینیفین در ادیان بزرگ به آنها بینشی درباره باورمردم مختلف به آنچه که پس از مرگ برای آنها اتفاق می افتعلیم و تربیت دینی عرضه میکند. یک چنین مطالعه ای باید شامل زمانی برای بحث در خصوص عقایدی باشد که در بنیان سنت ها قرار گرفته و علاوه بر آن فرصتی برای کودکان برای ابراز عقاید و پاسخهایشان نسبت به چنین عقایدی مهیا میکند.
در اوضاع جاری، بسیاری از کودکان از جنگهایی که اطراف دنیا وجود دارد آگاه هستند. آنها هم چنین ممکن است که بتوانند هویت گروه های مختلفی که درگیر جنگ هستند را تشخیص دهند و بسیاری از این افراد ممکن است به لحاظ مذهبی دارای وابستگی هایی باشند. مهم این است که آموزگاران بخواهند درباره چیزهای دشوار با کودکان سخن بگوینند که ممکن است نام دین بر آنها نهاده شده باشد. توانایی گوش فرادادن به تفکرا و دل نگرانیهای کودکان، بیداری در خصوص نژادپرستی و ارائه دیدگاههای جایگزین بخشی از مسئولیتهای آموزگاران است. بر حسب آموزش تعلیم و تربیت دینی، مهم مشخص کردن این نکته برای کودکان است که تمامی ادیان بزرگ جهان بر صلح و عدم خشونت تاکید کرده اند درحالیکه می توان اذعان کرد که تمامی ادیان در این زمان یا زمانهای دیگر اعمال ضدبشری را توجیه کرده اند و اینکه رویدادها را از منظر خودشان نگاه میکنند و نسبت به نقطه نظر و تجارب دیگران بی توجه هستند. فهرستی در انتهای فصل برای اطلاعات بیشتر خوانندگان و کمک به آنها برای بیان مساله جنگ برای کودکان وجود دارد.
مدیریت کردن نگرش سایر بزرگسالان:
کودکان کسانی هستند که ممکن است دارای دیدگاههای گوناگونی باشند و با مواضع و نقطه نظرهای ما تفاوت داشته باشند. ما باید هم چنین در نظر داشته باشیم که چگونه به دیگر بزرگسالان از جمله همکاران و والدین کودکان پاسخ دهیم.
سروکله زدن با همکاران:
حتی اگر شخص درباره آموزش تعلیم و تربیت دینی خوشنود باشید تصدیق ارزش آن برای کودکان و لذت بردن از چشم اندازهای مهارتهای تعلیم و تربیت دینیریس تعلیم و تربیت دینی، ممکن است برخی اوقات با همکارانی مواجه شوید که با این موضوع خصومت دارند. در انگلستان و ولز آموزگاران دارای حق قانونی برای بیرون کشیدن کودکان از برنامه تعلیم و تربیت دینیریس تعلیم و تربیت دینی هستند اما برخی همکاران وجود دارند که ممکن است از این حق بهره نبرند و به جای آن ترجیح دهند که با رویکردی نه چندان مشتاقانه به آن نگاه کنند. شما ممکن است به قدر کافی برای کار در کلاسی که تعلیم و تربیت دینی حضور پررنگی دارد خوش شانس باشید جایی که آموزگار و مدیر از موضوع حمایت کنند. اما شما هم چنین باید خودتان از کاری که در کلاس درس انجام میدهید دفاع کنید. وقت گذاشتن و اندیشیدن درباره چگونگی واکنش شما به چنین موضوعاتی می تواند مفید باشد.
لختی اندیشیدن:
چه میگوید به همکاری که به شما میگوید:
من آدم مذهبی نیستم و نمی خواهم که تعلیم و تربیت دینی را آموزش دهم
چیزهای زیاد دیگری برای آموزش وجود دارد و وقت کافی برای تعلیم و تربیت دینی ندارم
کودکان نیازمند درک دین خودشان هستند پیش از اینکه آنها به دین مردمان دیگر نگاه کنند
دین تنها علت تضاد و درگیری است و من نمی خواهم که با کودکان کشمکش داشته باشم
دین چیزی است که والدین مسئول آن هس تعلیم و تربیت دینی و نه مدارس
به عنوان یک مسیحی من واقعا نمی توانم چیزی را که به آن عقیده ندارم تعلیم و تربیت دینیریس کنم
تمامی کودکان در کلاس من مسیحی هستند پس چرا باید وقت کلاس آنها را با چیزی دیگر بگیرم؟
رفتار با والدین:
برخی از والدین نیز از برنامه تعلیم و تربیت دینی ناراضی هستند و ممکن است که درباره هدف مدرسه از اجرای آن سوءبرداشت داشته باشند. برخی ممکن است درباره پرداختن مدارس به موضوعات دینی احساس خوشایندی نداشته باشند و برخی احساس میکنند که این کار خود والدین است و دیگران باید مسئول فرزندان خود درخصوص ادیان مختلف باشند. در انگلستان و ولز والدین این حق قانونی را دارند که کودکانی خود را از برنامه تعلیم و تربیت دینی بیرون بکشند. اما برخی ممکن است نسبت به انجام این کار بی میل باشند و احساس کنند که این امر باعث انزوای فرزندانشان میشود.
مدرسه شما باید رویکردش به تعلیم و تربیت دینی را از راه آگهی و سیاست ها مشخص کند و والدین باید برای این اطلاعات ترغیب شوند. مدارس تمایل دارند تا والدین را به پیشرفتن چنین سیاستهایی تشویق کنند به گونه ای که بتوانند آنها را جذب و تجاربشان را با دیگر والدین به اشتراک بگذارند. آموزگاران می توانند والدین را از موضوعاتی که فرزندان آنها در تعلیم و تربیت دینی مطالعه میکنند آگاه کنند و این کار را خواه از راه نامه به درب منازل یا نصب اعلامیه بر روی دیوار مدرسه انجام دهند. والدین نیز می توانند به شیوه های مختلف در تعلیم و تربیت دینی مشارکت داشته باشند. آنها می توانند برای بازدید کودکان از مکانهای مذهبی اقدام کنند یا آنها را به شنیدن سخنرانی دعوت کنند. میتوانند مصنوعات و اشیای مذهبی را قرض گرفته و به مدارس بیاورند و درباره آنها با کودکان سخن بگویند و یا غذاهای خاص یک سنت دینی را برای آنها آماده کنند.
اما ممکن است والدینی هم باشند که در خصوص برنامه تعلیم و تربیت دینی به شما رجوع کنند. شما نیازی نیست در این خصوص که آیا باید خودتان این موضوع را حل کنید یا باید والدین را به مدیر ارجاع دهید تصمیم گیری کنید.
لختی اندیشیدن:
زمانی برای پاسخ دادن به والدینی در نظر بگیرید که از شما میپرسند:
من نمی خواهم بچه من سرود مذاهب دیگر را یاد بگیرد
من نمی خواهم بچه ام از فردا صبح مدرسه بیاید او نباید درگیر مراسم هندو شود
من میخواهم که بچه ام تنها آموزه های دین مسیح را یاد بگیرد
بچه من چیزی درباره نیایش خداوند نمیداند چرا باید چنین چیزی را به او یاد بدهیم؟
من درباره اینکه کشیش محله بخواهد هفته آینده به مدرسه بیاید نگران هستم
هنگام بازدید هفته آینده آنها از کنیسه چه اتفاقی خواهد افتاد
چرا باید بچه من عید را جشن بگیرد در حالیکه او یک مسلمان نیست؟
من فکر میکردم که آموزش دین به فرزندم کار من است نه مدرسه
تعلیم و تربیت مذهبی در انجمن های مذهبی مدارس
اصطلاح انجمن مذهبی مدرسه عنوانی است که منعکس کننده ماهیت نظام تعلیم و تربیت است. آموزش دولتی انگلستان یک نظام دوگانه از مدارس دولتی سکولاز و مدارس دولتی مذهبی از همان آغاز بوده است. مدارس دولتی مذهبی اغلب به اشتباه مدارس کلیسا نامیده میشوند. مدارس یهودی و مسیحی شکل دهنده نظام تعلیم و تربیت انگلستان هستند که از اواسط قرن نوزدهم شکل گرفته اند. در قرن حاضر مدارس اسلامی و سیک ها به دنبال مدارس مسیحی و یهودی در نظام دولتی شکل گرفتند. هم چنین استفاده از اصطلاح مدارس دینی به عنوان لقبی برای این مدارس اشتباه است زیرا که آنها انحصار دین را به معنای معمول این کلمه در اختیار ندارند. انجمن مذهبی به شکل درستری بازگو کننده این است که قلمرویی از گروه های دینی وجود دارند که مسئولیت بنیان نهادن رشد تعدادی از این مدارس را بر عهده دارند.
به همین سان اصطلاح تعلیم و تربیت مذهبی نیازمند شرح و توضیح است. در انجمن مذهبی مدارس دینی تعلیم و تربیت دارای دو نکته قابل اشاره است. نخست اینکه این امر اشاره به موضوع برنامه درسی دارد که یک مولفه اجباری از برنامه درسی مدارس دولتی انگلستان است که در آن در ترکیب با برنامه درسی دولی شکل دهنده برنامه درسی مناسب برای تمامی کودکان است. به علاوه تعلیم و تربیت مذهبی اشاره به یک تجربه تربیتی کامل و حیات مدارس است و کاملا با خلقیات مدارس مرتبط است.
کارکردهای موضوع برنامه درسی تعلیم و تربیت دینی در چندین سطح با انجمن مذهبی مدارس مرتبط است و این کارکردها اغلب دارای تنش هستند. تنش میان بنیانهای الهام گرفته از جوامع مذهبی و جستجوی برنامه درسی تعلیم و تربیت دینی در نیمه اول قرن بیستم در ارتباط با پست مدرنیسم است که با الزامهای پبچیده جامعه جهانی قرن بیستم مواجه است. بنیان گذاشتن انجمن های مذهبی مرتبا الهام بخش تربیت دینی به عنوان یک هدف اولیه تعلیم و تربیت دینی است و این امر شکل دهنده محتوا و بیان موضوع است. این مساله اغلب ادعاهای درستی این انجمن مذهبی را در تنش با دیگر ادعاهای دینی در مواجه با ادیان عالم است. نوعی راه حل برای این تنش خاص ممکن است توسط آموزگاران تعلیم و تربیت دینی و مدیران مدارس به سه شیوه انجام شود. نخست از طریق یک بازشناسایی صریح است که دربرگیرنده تنش موجود است و این تصمیم گیری در خصوص سیاستهای و رویه های مدارس وجود دارد. دوم به گفتگو به عنوان یک روش شناسی روی آوردن که در آن اول شخص جامعه مذهبی سخنگو و شنونده رای دیگر جوامع مذهبی است. سوم درکی است که فرایند دیالوگ کنش متقابل میان خود و دیگری را به رسمیت می شناسد درحالیکه پذیرای تغییر است اما حاضر به مصالحه نیست.
محدوده دوم این تنش در برنامه درسی در انجمن مذهبی مدرسه است که در حوزه ایمان دینی وجود دارد و به هر کدام از کودکان قابل تسری است. درحالیکه انجمن مذهبی می تواند در پی بسط یک برنامه درسی پرورشی باشد، تعلیم و تربیت دینی نوعی تعلیم و تربیت است و نه نوعی تلقین کردن. درون تمام سه حوزه ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام، برای مثال ایمان هدیه ای از سوی خداوند است و ودیعه ای از جانب آموزگار یا هر رهبر مذهبی دیگر نیست. به مانند همین احترام به آزادی دین و حقوق افراد حاکی از نوعی دعوت است و نه تحمیل. از سال ۱۹۴۴ تعلیم و تربیت دینی یک موضوع اجباری در تمام مدارس دولتی انگلستان بود که شامل مدارس مذهبی دولتی میشود. حتی اعضای جوان هر انجمن مذهبی نیازمند دعوت به مشارکت در فعالیتهای دینی است اگر آنها قدر تجارب آزاد اعتقادی است.
هنگامی که جوامع مذهبی مدعی تعلیم و تربیت دینی هستند که در طی زندگی مدارسی رخ دهند که آنها این امر را به عنوان تعهد صریح تمامی مدارس در نظر بگیرند. به این معنا زندگی روزمره اعضای مدرسه و شاگردانی که در آن انجمن مذهبی زندگی میکنند عقیده به خدا و احترام به نشانه های و مناسک دینی را پذیرفته و تشویق میکنند. در هر جامعه سکولاز جایی که به ایمان و دین به عنوان یک فعالیت خصوصی اجازه داده میشود در حیطه عمومی مدارس دولتی سکولاز هستند و دین محدود به درسهای تعلیم و تربیت مذهبی میشود. والدینی که مدارس مذهبی را برای فرزندان خود انتخاب میکنند، مسلمانان، سیک، یهودیان یا میسحیان این کار را به این خاطر انجام میدهند که آنها خواستار این هستند که فرزندانشان بخشی از یک جامعه مذهبی باشند که در آن ایمان و دین مورد احترام نیستند اما به واسطه برنامه درسی تعلیم و تربیت دینی ترغیب و تشویق میشوند. تنش در اینجا در تعلق خاطری نهفته است که در حول و حوش یک تفکیک نژادی قرار گرفته است. مدارس تک دینی را میتوان بر اساس زمینه های مذهبی به جوامعی تقسیم کرد که در آن سوتفاهم، بدگمانی و بی اطمینانی میتواند امری مسلم به شمار آید. مدارس دینی می تواند به چنین مساله ای اشاره داشته باشد اگرچه مدارس تک دینی و مدارس انجمن های مذهبی اغلب انجمن هایی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستند. آنها می توانند اشاره به مدارس دولتی مسلمانان انگلیسی داشته باشند جایی که در آن کودکان از بیست و چهار پس زمینه فرهنگی متفاوت در یک مذهب اشتراک دارند و این واقعیت که به شکل نسبی بیشتر کودکانی سیاه پوست آفریقایی در مدارس دولتی کاتولیک انگلیسی درس میخوانند تا مدارس دولتی غیرمذهبی.
هنگامی که قلمرو برنامه درسی مذهبی در مدارس مذهبی انگلستان اجرا شد نخستین بار یک برنامه درسی ملی کاملا ضروری بود و در دوره بعدی قرن بیستم یک شروع پویای جدید بود که دربرگیرنده جوانانی از شیوه های گوناگون زندگی بود. گسترش تربیت دینی در عین حال به عنوان گسترش کلی شهروندی انگلیسی رخ داد. جوانان انگلیسی و شهروندان کاتولیک انگلیسی و یهودیان انگلیسی و شهروندان مسلمان و سیک نیز با ماهیت هویتهای دینی، شهروندی و فرهنگی دست و پنجه نرم کردند و تربیت دینی نقش تکوینی خود را انجام داد.
انعکاس در عمل:
یک مولفه اساسی در هر گونه تعلیم و تربیت دینی بحث ارزیابی است. ما نیاز داریم تا بدانیم که برنامه تعلیم و تربیت دینی چه نوع تاثیری بر کودکان دارد. وظیفه ارزیابی نشانگر فرایند آکادمیکی است که در آن شخصیت هر بچه ای شکل می گیرد اما ما هم چنین نیازمند دانستن تاثیر گسترده تری هستیم که آموزش ما بر کودکان به جای میگذارد. ما نیازمند تامل در خصوص تعلیم و تربیت دینی هستیم و این را یاد میدهیم که بفهمیم چگونه ما میتوانیم پیش بینی خود را بهبود ببخشیم. ارزیابی هر واحد تعلیم و تربیت دینیریسی در تعلیم و تربیت دینی می تواند شامل در نظر گرفتن برخی از مولفه های زیر باشد.
اهداف:
· پرورش درک کودکان از اینکه دین درباره چیست
· امکان تامل برای کودکان دراینکه عقاید و ارزشهایشان کدام است
· گسترش رویکرد مثبت به سوی گروه های مورد مطالعه
· رشد درک کودکان از تنوع و گوناگونی
· رشد قوه احترام کودکان نسبت به جهانی که در آن زندگی میکنند
فعالیت ها:
· توصیف شناخت و تجربه پیشین کودکان
· ارائه درکی از امنیت به کودکان
· اجازه به کودکان برای بیان و تبادل دیدگاه هایشان
· فراهم کردن نیازهای آموزشی متفاوت کودکان
· تامل در خصوص پس زمینه دینی، فرهنگی، زبانی و نژادی کودکان
· تماس برقرار کردن میان خانه و مدرسه
· اجازه برای پاسخ ها و مشغله های گوناگون
· ارائه تصویری اصیل از سنت و اجتناب از نگرش کلیشه ای
منابع:
· کیفیت خوب
· ارائه اصیل
· برخورد محترمانه
· منابع موثر
آیا این منابع
· ارائه کننده تنوع درون سنت هستند؟
· ترسیم کننده تصاویر مثبت از سنت هستند؟
· دوری کننده از نگرش های کلیشه ای جنسیتی هستند؟
ارزیابی:
آیا وظایف ارزیابی :
· اجازه پاسخهای متنوع را میدهند؟
· به دیدگاه های شخصی کودکان احترام میگذارند؟
· نیازهای آموزشی گوناگون را به رسمیت می شناسند؟
· بر اهداف تعلیم و تربیت دینی به جای سوادآموزی تمرکز دارند؟
· به شناسایی سوءتفاهم ها کمک میکنند؟
· به طراحی کارهای آتی کمک میکنند؟
· به شناسایی پیشرفت افراد کمک میکنند؟
نتیجه:
در این فصل ما روابط و پیوندهایی را در نظر گرفتیم که زیربنای تعلیم و تربیت دینی را تشکیل میدهد. ما برخی از موضوعات را مطرح کردیم که یک آموزگار فکور تعلیم و تربیت دینی به منظور تسهیل در یادگیری کودکان آنها را مورد ارزیابی قرار میدهد و تحسین کننده نقش تعلیم و تربیت دینی در رشد شهروندان یک جامعه جهانی است. اهمیت و پیچیدگی مفاهیم به منظور تاکید بر این مقدمه اصلی برجسته شده است که امر معنوی در بطن تعلیم و تربیت دینی جای دارد.
[1] مترجم
[2] هان اي مردم ما شما را از يك مرد و يك زن آفريديم و شما را تيرههايي بزرگ و تيرههايي كوچك قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد نه اينكه به يكديگر فخر كنيد و فخر و كرامت نزد خدا تنها به تقوي است و گراميترين شما باتقويترين شما است كه خدا داناي با خبر است.ترجمة الميزان ج : 18ص :480
Artefacts[1]
[2] Mezuzah
[3] Shabbat
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:11 توسط انجمن علمي فلسفه تعلیم و تربیت
|